تبليغاتX
نتهای مدرن، همگام با دوستداران موسيقي

نتهای مدرن، همگام با دوستداران موسيقي

زندگی، نوای عاشقانه ای است که با ساز تنهایی دل نواخته می شود
نگاهی به زندگی ماتئو کاراکاسی نوازنده ی برجسته گیتار
گروه تحقيق و پژوهش بخش گيتار كلاسيك سايت هنر و موسيقي

نام ماتئو کاراکاسی در دنیای امروز برای تمامی نوازندگان گیتار کلاسیک نامی آشنا می باشد به طوری که هر هنرجوی گیتار کلاسیک اگر حتی هیچ کدام از آثار او را اجرا نکرده باشندگیتار، حداقل با برخی از آثارش آشنایی دارد.

در مجموعه آثار منتشر شده برای گیتار کلاسیک، 25 اتود کاراکاسی از جایگاه ویژه ای برخوردار شدند. در این مجموعه ارزشمند در کنار اتودهایی با سطح متوسط که برای هنرجویان متوسط در نظر گرفته شده تعدادي اتد نيزبا سطح دشوار برای سطوح پیشرفته تر در نظر گرفته شده است .خوشبختانه مجموعه اتودهای کاراکاسی در ایران نیز منتشر شده که مورد استفاده بسیاری از هنرجویان و اساتید می باشد.. حال بد نیست نگاهی داشته باشیم به زندگی خالق این مجموعه اتودهای زیبا و مفید و آشنایی بیشتر با وی :
ماتئو کاراکاسی در سال 1792 در فلورانس ایتالیا متولد شد. امروز از او به عنوان یک گیتاریست مشهور و آهنگساز نام برده می شود. او فراگیری موسیقی را با ساز پیانو آغاز کرد اما در همان دوران بچگی ساز گیتار را نیز فرار گرفت. او بسیار زود عنوان نوازنده ی ویرتوس ( ویرتوس به معنی نوازنده ای با تکنیک واستثنایی می باشد ) را در ساز گیتار از آن خود نمود در سال 1810 رهسپار آلمان شد، که دیری نپایید که به موفقیت های زیادی مواجه گردید.

ماتئو در 1815 در پاریس زندگی می کرد و با تدریس هر دو ساز گیتار و پیانو به امرار معاش می پرداخت. آلمان مکانی بود که او برای نخستین بار با دوستش آنتوئین میسونیر را در سال 1819 در یک تور کنسرت ملاقات نمود. میسونیر که خود نیز گیتاریست مشهوری بود تنها کسی به شمار می رفت که به انتشار آثار کاراکاسی در خانه ی خود واقع در پاریس همت گماشت. از سال 1820 به بعد کاراکاسی به استثنای وقفه ی اندکی، بیشتر عمرش را در پاریس سپری کرد. اجرای بی نظیر او در سال 1822 در لندن او را تبدیل به یک چهره ی مشهور در نوازندگی و تدریس کرد. از دیگر چهره های برجسته گیتار آن زمان می توان به نوازنده ی برجسته فرناندو کارولی اشاره نمود که نزد شنوندگان جایگاه ویژه ای داشت. کاراکاسی از سال 1824 در اکثر شهرهای اروپا از جمله لندن به برگزاری کنسرت پرداخت و سرانجام در سال 1853  در پاریس درگذشت.

از مشهورترین آثار کاراکاسی می توان به مجموعه 25 اتود Op.60 اشاره نمود که بعد از این همه سال هنوز توسط نوازندگان گیتار اجرا می شود. او همچنین تنظیمات بسیار درخشان در زمینه اپرا و آریا از خود به جای گذاشته است.

منبع : سايت هنر و موسيقي


 

+نوشته شده در ساعت11:16توسط ناتالی |
قطعه افسانه ای از آلبنیز

کامیارعباسی

شاید گزاف نباشد که بگوییم جوهر موسیقی اسپانیایی را بطور کامل می توان در قطعه آستوریاس (Asturias) از ایزاک آلبنیز (Isaac Albeniz ,1860 - 1909) دریافت کرد. قطعه ای که همواره مورد علاقه آندره سگوویا (Andrés Segovia , 1893 -1987) و کلیه نوازندگان گیتاری که از او پیروی می کنند بوده و خواهد بود.

Asturias به اندازه ای در حیطه نوازندگی گیتار شناخته شده است که احتمالا شنیدن این واقعیت که اصل این اثر اولین بار برای پیانو نوشته و تنظیم شده است مایه شگفتی بسیاری خواهد بود.

آلبنیز این قطعه را در اوایل دهه 1890 به احتمال بسیار زیاد در لندن، جایی که او را به عنوان نوازنده پیانو و آهنگساز می شناختند به رشته تحریر در آورده است.

قطعه مذکور برای اولین بار در بارسلون اسپانیا توسط خوان پوجل (Juan Pujol & Co) در سال 1892 بعنوان مقدمه یا پرلودی برای موسیقی ای در سه مومان تحت عنوان ترانه های اسپانیایی (Chants d Espagne) منتشر شد.

audio fileAndrés Segovia - Asturias Leyenda

پنج سال پس از آن خوان پوجل و اتحادیه موسیقی اسپانیا (Union Musical Española) با همکاری یکدیگر مجددا نسخه ای دیگر از این اثر را در پنج موومان در مادرید منتشر نمودند.

اما هفت سال بعد در سال 1911 یعنی دوسال پس از مرگ آلبنیز، ناشری آلمانی تبار به نام هاوفمایستر (Hofmeister) برای اولین بار نسخه کاملی از این اثر Albeniz را تحت عنوان سوییت اسپانیایی اپوس 47 (Suite española, op. 47) منتشر نمود.

طبق آنچه قبلاً در سال 1886 اعلام شده بود اصل این قطعه هشت موومان بود که تا آن زمان تنها چهار موومان از آن تحت نام های متعدد منتشر شده بود.

چهار موومان جدید به منظور تکمیل قطعه به آن افزوده شد و ناشر کلیه قطعات را در این سوییت اسپانیایی گرد هم آورد. تصمیم بر این شد تا نامی که برای این اثر موسیقی انتخاب می شود متناسب با 25 سال قبل باشد به همین علت برای موومانهای مختلف اسامی شهرها و مراکز استانهای مختلف اسپانیا انتخاب شد و قطعه مورد نظر ما Asturias نام گرفته شد.

 

از ساکنان روستاهای آستوریاس. نفر سمت راست در حال نواختن ساز bagpipe است.

 

 

 

 

 

اما آیا نام قطعه مهم است؟ آیا تاثیری در درک شنونده از موسیقی می گذارد؟


 

پاسخ مثبت است. زیرا عنوان یک اثر به نوعی ویژگی های آن را در خود نهفته دارد و پیش از شنیده شدن توسط مخاطب تصویر ذهنی از موسیقی در شنونده ایجاد می کند. نام هایی که برای موومان های مختلف این سوئیت اسپانیایی برگزیده شده بود در حقیقت از عناوین شهرهای مختلف اسپانیا مشتق بود، نامهایی مانند Aragon ،Andalucia ،Castile ،Catalonia و البته Asturias.

همانطور که گفته شد مجموعه موسیقی مورد بحث ما اولین بار تحت عنوان Chants d Espagne منتشر شد که به شدت تحت تاثیر موسیقی منطقه آندلوس یعنی مهد فلامنکو قرار گرفته بود.

با بررسی و مقایسه موسیقی bagpipe (نوعی ساز بادی با کیسه هوا) های منطقه آستوریاس و موسیقی گیتار آندلوس می توان دریافت که تنها موسیقی منطقه آستوریاس برای آلبنیز منشاء دریافت ایده تهیه این قطعه نبوده است و او از فرهنگها و موسیقی های مختلف اسپانیا برای تهیه این قطعه الهام گرفته است.

بنابراین با توجه به این موضوع قطعه مورد نظر را چه باید نامید؟ بدون شک نسبت دادن نام Asturias نمی تواند انتخاب خوبی باشد چرا که گفتیم سر منشاء این قطعه موسیقی تنها منطقه آستوریاس نبوده است. پرلود با شماره اپوس هم نمی تواند هویتی برای این قطعه زیبا ایجاد کند لذا بنظر می رسد کلمه لیندا (Leyenda) به معنی "افسانه" که ناشر در کنار نام قطعه بکار برده بود انتخاب بهتری باشد.


 


 

 


 

Leyenda ساخته آلبنیز بعنوان یکی از مهیج ترین قطعات موسیقی، الهام بخش داستانهای بسیاری در زندگی ما انسانها بشمار می آید. این اثر می تواند یادآور داستانهای دراماتیک از وقوع توفانهایی که در کتابهای مقدس ادیان الهی از آنها نام برده شده تا بروز زلزله های مخرب در گوشه کنار جهان، افسانه های مردمان انقلابی بر علیه ظلم و ستم حاکمان و ... باشد.

اما بدون شک موضوع و اتفاقی که آلبنیز بر اساس آن نوستالژی این اثر را برای میهن خود پدید آورده معنایی بسیار عمیق تر از اینها برایش داشته است.

آلبنیز با نیم نگاهی به گذشته کشورش به فرهنگی که آمیخته با فرهنگ مسلمانان بود در کلیه تعابیری خود از این اثر همواره فرض را بر این موضوع داشته که صدای زیبای این قطعه موسیقی از کاخ الحمراء - مشرف بر شهر گرانادا (Granada) - به بیرون رسانیده می شود. (آشنایی بیشتر با کاخ الحمرا ...)

او در واقع سرنادها و موسیقی های محلی کولی ها را تصور می کرده که ملودی آن توسط گازلا (guzla ساز زهی عربی) و ریتم و همراهی آن با گیتار نواخته می شده است. او در سال 1886 در این باره می نویسد:

"در میان عطر گل ها، سایه درختان سرو و سفیدی برف بر رشته کوههای سریا (Sierra Nevada رشته کوههایی که مشرف به قصر الحمراء هستند)، سرنادی نوشتم که صدای غم و اندوه از آن به گوش می رسد. من این قطعه را از سر خوشی و سرمستی ننوشتم، به دنبال سنتها و گذشته گان بودم، به دنبال گازلا و نحوه نواختن آن ... به دنبال موسیقی ای بودم که تمام زیبایی های گرانادای عربی در آن نهفته باشد."

audio file تم آغازین قطعه آستوریاس با اجرای پیانو

خلاقیت و توانایی آلبنیز در خلق آثار رمانتیک و زیبای موسیقی فراتر از واقعیت های موجود در زندگی و تجارب واقعی او بود. شاهد این ادعا آن است که او به احتمال زیاد هیچگاه برجی که نام آن عنوان یکی از مشهورترین آثار پیانو او یعنی Torre bermeja است را از نزدیک ندیده بوده چرا که اگر این برج - که تنها دو قسمت ساده مربعی با آجرهای بسیار زشت است - را می دید هرگز نمی توانست چنین اثر زیبایی را خلق کند.

جالب است که یکی از نویسندگان آمریکایی هنگامی که این اثر زیبای آلبنیز را شنیده بود برای دیدن این برج به اسپانیا سفر کرد و با دیدن این برج ساده بسیار متعجب شد که چگونه آلبنیز از چنین برج ساده - و زشتی - این موسیقی زیبا را الهام گرفته است.

audio file قسمتی از bridge (تم دوم) قطعه آستوریاس با اجرای پیانو

بنابراین کاملاً مشخص است آنچه باعث می شد آلبنیز نام قطعات خود را انتخاب کند تنها موقعیت مکانی آن نام یا دریافتی که مردم عادی از آن نام داشتند نبود، بلکه او از قدرت تخیل خود استفاده می کرد و از نام انتخابی برای قطعه الهامات لازم را بدست می آورد.

حال سئوال این است که در ساخت Leyenda چه چیزی الهام بخش آلبنیز بوده؟ آیا دور بودن او از اسپانیا و احساس دلتنگی در نوشتن این اثر نوستالژیک موثر بوده است؟ فراموش نکنیم که او این قطعه و بسیاری دیگر از قطعات سبک اسپانیایی خود را هنگامی که در لندن بوده به رشته تحریر درآورد.

بله یقیناً چنین بوده، او همواره در آثار این دوره کاری خود از رد پای گذشتگان - مسلمان و مسیحی - بهره برده است. شاید بتوان آستوریاس را پاسخی برای کنار گذاشتن اختلاف مذهبی میان مسیحیان و مسلمانان و نیز تاثیراتی که این ادیان در معماری در شهرهایی چون Granada، Sevilla و Cordoba بوجود آورده اند تلقی نمود.
لينك مطلب:

 
منبع : گفتگوي هاموني
 
+نوشته شده در ساعت11:11توسط ناتالی |
گزارشی از یک نوازنده (موسيقي فلامنكو)

کامبیز افشاری

وي متولد 11 دي ماه سال 1353 ميباشد . ايشان از سن 13 سالگي در هلند زندگي ميكند و نواختن گيتار را از سن ۱۵ سالگي اغاز كرده است ايشان در ابتدا موسيقي كلاسيك و مدتي پاپ اموخته است و در سن 19 سالگي براي اولين بار با فلامنكو آشنا شد. وي معتقد است در ان زمان همان چيزي را كه ناخودآگاه هميشه دنبالش ميگشته است پيدا كرده است . در سن ۲۱ سالگي در حالي كه دانشجوي سال ۳ شته مهندسي برق بود تصميم گرفت براي شركت در ازمون ورودي كنسرواتوار رتردام براي رشته فلامنكو شركت كند .
ايشان پس از موفقيت در ازمون وردوي در كنسرواتوار زير نظر اقاي پاكو پنيا مشغول تحصيل ميشوند .
در اواخر دوره تحصيل در كنسرواتوار رتردام ايشان موفق به دريافت بورس تحصيلي شده و به مدت يك سال (۲۰۰۳ - ۲۰۰۴) به شهر سويا در كشور اسپانيا رفته و در مدرسه موسيقي فلامنكو Fundacion Cristina Heeren به صورتي عميقتر با همراهي اواز و رقص موسيقي فلامنكو اشنا شود . ايشان در انجا زير نظر اساتيد همچون :Miguel Angel Cortes, Manolo Franco, Nino de Pura, Eduardo Rebollar, Tino van der Sman اموزش ميبيند . ايشان همچنين از راهنمايي هاي و اموزهاش اساتيد اواز فلامنكو همچون : Antonio Saavedra, Jose de la Tomasa, Esperanza Fernandez, Calixto Sanchezبهرمند شود .
اقاي كامبيز افشاري در ضمن در زمينه رقص در اين مدت از اموزشها و اساتيدي همچون :Juana Amaya, Miguel Vargas بهره مند شده اند .
وي بعد از اتمام بورسيه تحصيلي مجددا به كنسرواتوار رتردام باز گشت و در سال ۲۰۰۵ امتحان پايان دروس خود را خواهند داشت كه محتواي ان شامل اجراي ۸ قطعه سولو ، ۲ قطعه گروهي و همراهي اواز و يك قطعه رقص و اواز ميباشد .
در سال ۲۰۰۲ ايشان و دو گيتاريست دانشجو ديگر همراه با يك خواننده و يك پركاشنيست از كنسرواتوار براي يكي شركت اسپانيايي در هلند يك سي دي فلامنكو ضبط كرده اند . نام اين البوم Sherry por Favor ميباشد كه اين شركت براي تبليغات خود از اين سي دي استفاده ميكند تا كنون بيش از ده هزار نسخه از اين البوم به بازار امده است

+نوشته شده در ساعت19:57توسط ناتالی |