در نسل جديد خوانندگان پاپ، عدهاي از خوانندگان هستند كه دوست دارند كمكار باشند، تا هر بار كه كارشان به بازار ميآيد، مورد استقبال قرار بگيرد... يكي از اين افراد، بهنام صفاريان است، برادر بهروز صفاريان كه اولين آلبومش را سال 80 به نام «دورنگي» روانه بازار كرد كه در زمان خودش با استقبال خوبي مواجه شد، از اينرو تصميم گرفت كه دومين آلبومش را هم روانه بازار كند، اما 6 سال طول كشيد... به هر حال موسيقي اين آلبوم برعهده «بهروز صفاريان» بود. وي در بين تنظيمكنندگان و آهنگسازان پاپ ازجايگاه ويژهاي برخوردار است و سعي كرده براي برادرش «وسواس» شديدي خرج كند... طي سالهاي اخير بارها گفته شد كه« شبح » روانه بازار خواهد شد، اما هر بار بنا به دلايلي پخش اين آلبوم به زمان ديگري موكول شد تا جايي كه شايعه شد «شبح» مجوز نميگيرد. اما زماني كه در زمستان 86، «شبح» روانه بازار شد، خط بطلاني كشيد بر شايعات بياساس... با بهنام صفاريان گفتگويي انجام داديم كه گزيدهاي از آن را ميخوانيد:
بيوگرا في
متولد 27 ارديبهشت سال 1352 هستم، دو برادر و يك خواهر دارم و فرزند سوم خانواده ميباشم و فارغالتحصيل رشته الكترونيك از دانشگاه نجفآباد اصفهان هستم.
موسيقي در خانواده صفاريان
برعكس تصوري كه وجود دارد موسيقي در خانواده صفاريان جنبه موروثي ندارد و تنها من و بهروز در اين عرصه فعاليت ميكنيم. من به واسطه برادرم بهزاد به اين حرفه علاقهمند شدم، آن اوايل هم با ملوديكاي بادي كار ميكردم، چندي بعد هم نسل كيبوردهاي كوچك الكترونيكي به بازار آمدند و من كارم را با اين نوع سازها ادامه دادم.
طلسم شبح
سرانجام پس از 6 سال چشم انتظاري طلسم «شبح» شكست و اين آلبوم روانه بازار شد، سال 1380، وقتي آلبوم «دورنگي» را روانه بازار كردم قصد داشتم 6 ماه بعد آلبوم شبح را روانه بازار كنم، اما 6 سال طول كشيد.
زمان پخش نامناسب
خودم هم قبول دارم كه زمان پخش آلبومم چندان مناسب نبود اما خب شركتي كه مسئوليت پخش اين آلبوم را برعهده داشت اصرار داشت اين آلبوم به بازار بيايد اما خب استقبال خوب از اين آلبوم ما را به اين حقيقت رساند كه هنوز هم مخاطب ايراني به كيفيت اهميت ميدهد و بيشتر از آنكه درگير مسائل جانبي و هياهوي تبليغاتي باشد به خود اثر اهميت ميدهد.
پرهيز از كهنگي
ما سعي كرديم تا آنجا كه ميشود كار را از ورطه تكرار جدا كنيم و اثر متنوعي را خلق كنيم اين تنوع در ملودي، آهنگها و تنظيم «شبح» به وضوح ديده ميشود.
زمان
كارهاي من جزو آثاري محسوب ميشود كه شايد يك شنونده وقتي آن را براي اولين بار ميشنود، خيلي تحت تاثير قرار نميگيرد، اما پس از چند بار گوش دادن تازه به عمقش پي ميبرد. بدون شك شبح براي معرفي شدن و پيدا كردن مخاطبانش احتياج به فرصت دارد.
تفا هم
من و بهروز در كارهايمان معمولا با هم مشورت ميكنيم و از نقطهنظرات يكديگر در كار استفاده ميكنيم. البته خب در كار حرفهاي هميشه اختلافنظراتي هم وجود دارد چه بين دو برادر و چه همكار... من و بهروز هم معمولا با هم توافقي كار و معمولا راجع به يك كار با هم بحث ميكنيم، ابعاد مختلفش را در نظر ميگيريم و در نهايت پيشنهاد كسي كه منطقيتر باشد، پذيرفته ميشود.
محدود يت
در اين مسئله شك نكنيد كه اگر تنها بخشي از مشكلات و محدوديتها از جلوي پاي من و بهروز برداشته ميشد ما ميتوانستيم آثار خارقالعادهتري را خلق كنيم.
سليقه
متاسفانه سليقه مردم در زمينه موسيقي به شدت افت كرده است، مردم ما اين روزها به گوش دادن آهنگهاي ضعيف عادت كردهاند اين روزها موسيقي كه مردم ما گوش ميدهند فاقد هرگونه هويت و شناسنامه كاري است، اما در اين مسئله شك نكنيد كه اگر ما يك كار خوب و فاخر را به مردم ارائه دهيم آنها ديگر حاضر نميشوند، اين موزيكهاي بيكيفيت را گوش دهند.
فراخو ان
من و بهروز قرار است به زودي مكاني را تاسيس كنيم براي كشف استعدادهاي افراد علاقهمند به موسيقي و خوانندگي. اميدوارم بتوانيم در اين راه موفق شويم...
منبع گزارش : سایت خانواده سبز







